تبليغاتX
تنهایی من

تنهایی من

تقدیم به تنها عشقم

خلوت من

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/23ساعت 23:50  توسط حمید  | 

خیالتم نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/11/19ساعت 23:33  توسط حمید  | 

سكوت تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/11/18ساعت 23:43  توسط حمید  | 

احساس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/11/18ساعت 23:40  توسط حمید  | 

دعوت

ترا افسون چشمانم زره برده است و می دانم

چرا بیهوده می گویی،دل چون آهنی دارم

نمیدانی،نمیدانی،که من جز چشم افسونگر

در این جام لبانم،باده" مرد افکنی دارم

بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری

فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را

....................

....................

ترا افسون چشمانم زره برده است و می دانم

که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار می سوزی

دروغ است این اگر،پس آن دو چشم راز گویت را

چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/01ساعت 0:38  توسط حمید  | 

مردم وقتی بزرگ میشن با خودکار می نویسن

برای اینکه یاد بگیرند هر غلطی قابل پاک کردن نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/31ساعت 0:50  توسط حمید  | 

همینجوری

سلام خوبین؟ خوشید؟بازم من اومدم

اما العان چیزی نمیزارم ولی زود زود میام

با دست پر میام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/20ساعت 1:18  توسط حمید  | 

جاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/26ساعت 15:37  توسط حمید  | 

HAPPY VALENTINE DAY

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/24ساعت 22:6  توسط حمید  | 

عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/20ساعت 22:44  توسط حمید  | 

روزگار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/12ساعت 22:2  توسط حمید  | 

دریا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/08ساعت 22:50  توسط حمید  | 

صدایت

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت 22:22  توسط حمید  | 

چشم به راه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت 22:18  توسط حمید  | 

رفتنی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/29ساعت 22:34  توسط حمید  | 

نا امید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/29ساعت 22:33  توسط حمید  | 

مرا باور كن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/28ساعت 22:51  توسط حمید  | 

مرگ من

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/28ساعت 22:50  توسط حمید  | 

مجال گریه

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/22ساعت 22:41  توسط حمید  | 

دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت 22:21  توسط حمید  | 

لبخند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت 22:18  توسط حمید  | 

خزان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/17ساعت 22:47  توسط حمید  | 

خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/17ساعت 22:47  توسط حمید  | 

خلوت شب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت 21:46  توسط حمید  | 

كنارت

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/12ساعت 21:46  توسط حمید  | 

جهنم

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/11ساعت 22:9  توسط حمید  | 

کنجکاوی

دختری کنجکاو میپرسید:

ایها الناس عشق یعنی چه؟

دختری گفت: اولش رویا

آخرش بازی است و بازیچه


مادرش گفت: عشق یعنی رنج

پینه و زخم و تاول کف دست

پدرش گفت: بچه ساکت باش

بی ادب! این به تو نیامده است

ادامه مطلب و بخون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 0:22  توسط حمید  | 

حس غریب

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/20ساعت 0:46  توسط حمید  | 

گل

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/20ساعت 0:45  توسط حمید  | 

غم هام

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/14ساعت 22:39  توسط حمید  |